آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
647
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
كشور او را بسلطنت سلام دادند ، ولى فرمانفرماى خراسان « 1 » او را بقتل آورد . در تيسفون ديهيم شاهى را بر سر پوران ، دختر خسرو پرويز ، نهادند ، و او در مقابل خدمت شايانى كه پوسفرخ بخانواده سلطنتى كرده بود ، مقام وزارت را به او سپرد ، و پس از عقد مصالحه قطعى با دولت روم جهان را وداع گفت . مدت پادشاهى او تقريبا يكسال و چهار ماه بود « 2 » . ايرانيان ، پيش از آنكه گفتگوى مصالحه اخير با دولت روم بجايى برسد ، خاج مقدسى را ، كه در عهد خسرو پرويز از بيت المقدس آورده بودند « 3 » ، مسترد كردند . جشن بزرگى ، كه به اين مناسبت در بيت المقدس گرفته شد « 4 » ، تاريخش سال 629 است . گويا در اينجاست ، كه بايد عهد سلطنت كوتاه شخصى را ذكر كنيم ، كه بنام پيروز ( دوم ) بشاهى نصب شد . بعد از او آذرميدخت ، خواهر پوران ، در تيسفون تاج بر سر نهاد و چند ماهى بيش سلطنت نراند . بنابر قول طبرى « 5 » ، يكى از سپهبدان ، موسوم به فرخ هرمزد « 6 » مدعى سلطنت شد و ملكه را بزنى خواست . چون آزرميدخت نميتوانست علنا مخالفت كند ، در نهان وسايل قتل او را فراهم آورد . آنگاه پسر فرخ هرمزد ، كه رستهم « 7 » نام داشت ، با سپاه خود پيشراند و پايتخت
--> ( 1 ) - ر ك نلدكه ، طبرى ، ص 390 ، يادداشت 1 . ( 2 ) - گمنام گويدى ( ترجمه نلدكه ، ص 33 ) گويد ، كه او را خفه كردند . ( 3 ) - ر ك بالاتر ص 468 . ( 4 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 392 ، يادداشت 1 . ( 5 ) - ص 1065 ، نلدكه ، ص 394 . ( 6 ) - بنابر قول سبئوس اوسپاهبد آذربايجان بود ( ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 112 ) ، اما طبرى او را سپاهبد خراسان دانسته است . ( 7 ) - هم نام پهلوان داستانى سيستان . در منابع سريانى هم مانند روايات فارسى و عربى اين نام به صورت رستم ضبط شده است ( گمنام گويدى ، ترجمه نلدكه ، ص 33 ، يادداشت 4 ) .